|
تمام روز قطره های باران ملودی های دفتر ابر را روی شیشه اجرا می کنند + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384 0:34 توسط سیما حجازی |
قلب آبستنم تیر می کشد تو بر بام خیالم اذان می گویی می زاید چشمهایم پر می شود از نوزاد اشک + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384 0:39 توسط سیما حجازی |
توی صفحه ی زندگی بزرگترین عقربه ام می گذرم کند و مداوم با بار سنگین دقیقه ها ( اینجا را بخوانید ) + نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1384 1:17 توسط سیما حجازی |
از یکی بود و یکی نبود همسفر می شوم با تمام کلاغهای دنیا و پرواز می کنیم در امتداد قصه ی روزها می دانم بودنمان به سر می رسد و هیچ وقت به خانه نمی رسیم + نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384 0:20 توسط سیما حجازی |
تمام شب پچ پچ برگهای چنار زیر پنجره خوابم را می شکند صبح سکوت شاخه های لخت بغضم را . + نوشته شده در دوشنبه چهارم مهر 1384 0:34 توسط سیما حجازی |
|