خودم را حلق آویز ِ سکوت می کنم و
کلام را به ارث می گذارم .
برای آرامش روحم
شعری بخوانید .
+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت0:11توسط سیما حجازی |
دست نویس ویرایش نشده ی یک داستان کوتاه ناتمام ام
ویراستارم شو
+نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت13:51توسط سیما حجازی |
بعد از رفاقت باد و برگ
بی سقف می شود
لانه ی کلاغ
میان بازوان شاخه
+نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1384ساعت9:59توسط سیما حجازی |
به خاطره ی بیمار ۲۲ ساله ی کمایی ام ، که همنشین خاک شد
رنگ می گیرند
غنچه های نو
از خاک دستهایی
با ناخن های لاک زده
+نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1384ساعت0:40توسط سیما حجازی |
