زمین
رها شده ،
میان هزاران فاصله ی نوری ،
از تنهایی اش می لرزد و ،
خانه خراب می شویم ...
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت0:55توسط سیما حجازی |
هبوط
به بهانه ی بازی
آوردم اینجا و
گفت :
چشم می گذارم ، قایم شو
و
رفت
سالهاست
پنهانم
بی که
پیدایش شود ...
+نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1384ساعت0:51توسط سیما حجازی |
+نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت14:13توسط سیما حجازی |
دل گلی ام ،
هنوز خوب خشک نشده
مواظب باش
زود می شکند ...
+نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت1:7توسط سیما حجازی |
