کاسه و بشقاب و لیوان
ناخواسته قطار می شوند هی
حبه قندم
ـ بی خود ـ
توی فنجان می افتد
دستم دغل شده
یا راه تو دور ؟
از آن جمله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد .
حالا
هر طور می خواهی
تفسیرم کن !
. . .
این هم لطف آقای بولنت قلیچ ( bulent kilic ) شاعر و نویسنده ی ترکیه ای ، که ترجمه ی یکی از شعر هایم را به زبان شیرین ترکی در سایت خود قرار داده اند . از زحمات ایشان تشکر می کنم .
جزر این موجها طولانی شده
ساحل گونه ام ،
بهانه ی مد دارد
ماه نگاهت
پشت کدام ابر پنهان شده ؟
مرگبازی را در خزه هم می توانید ببینید .
کلمات که سهل است
حتی حروف هم لج کرده اند !
این
شین
عین
ر
با هم کنار نمی آیند
تا
شعری بسازند !
