از حباب نازک گرد سوز
تا شیشه ی شش میل بخاری
راه درازیست
سخت بود
اما
حالا دیگر زود نمی شکنم !
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت12:21توسط سیما حجازی |
تو روز بودی
شب مال من بود
اصرار که کردی
راضی شدم
آسمانش را قسمت کردم
ماه و ستاره اش مال تو شد
سهمت را که بردی
تاریک شد
گم شدم
گم شدی
بی ماه ،
زمینم ایستاد
ماهم صفر شد
سالم نچرخید
خوابیدم
مردم
پوسیدم
روزتر که شدی
میان گورم
خواب ماه شب چهارده دیدم
* آقای قلیچ برای ترجمه ی شعر ممنونم .
** و اینجا .
+نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت0:1توسط سیما حجازی |
