انسان ، حرفیست .
زده می شود .
خوانده می شود .
ترانه می شود ، به یــــــــــــــــــــــــــــــــــاد می ماند ...
گاهی
ناله ایست ،
تنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها ،
خاک خوب می فهمدش ....
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت17:42توسط سیما حجازی |
شکستن شیشه اش را
نمی دانم کار چه کسی بود
اما
بوی قلبت
تا اینجاها هم
آمده است ...
+نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت12:35توسط سیما حجازی |
اینجا :
گلخانه ،
همه شیشه ،
وسط ِ یک برج ...
کاج ام ،
زینتی ،
با یک گلدان :
پلاستیکی ...
زنده ام ،
نگاه ام کنید !
سبزم ،
همیشه !
+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت17:23توسط سیما حجازی |
