عاقبت ،
این ساعت کهنه هم
می ایستد.
به خواب عمیقی می روم .
آن وقت
مهربان ،
خاک است و
آشنا ،
ریشه ...
کسی چه می داند ،
من ،
شاید ،
عطر ِ صمغی ،
خشکیده بر درخت ،
طعم ِ سیبی ،
زیر ِ دندان ِ
کودکان ِ کودکانت ...
+نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت17:8توسط سیما حجازی |
